حال من
یک زمانی بیش می خواهی و کمتر می شود
یک زمان کمتر نمی خواهی و بدتر می شود
گاه از دوری یارت در عذابی و ولی
ناگهان می آید و حال تو بهتر می شود
یار گاهی در فلک همچون ستاره می شود
گاه یارت جلد تو مثل کبوتر می شود
یک زمانی از غم هجر تو لبریزم ولی
با نوائی این دل از هجر تو پرتر می شود
گفتمش گاهی ز احوالت خبر گیرم عزیز
چون بدانم خوب هستی وضع بهتر می شود
گفت از حال خرابم هیچ احوالی مپرس
گر صدایت بشنوم این حال بدتر می شود